معين الدين محمد زمچى اسفزارى

125

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

چون گرازان ناخشنود و پلنگان خشم‌آلود با اهل قلعه آغاز « 1 » دست بر دو بنياد زد و خورد نهاد . شهاب الدين زيرك با جمع دليران و دلاوران از حصار بيرون آمده با آن « 2 » ظلمهء كفره و فسقهء فجره بمحاربه و مقاتله درافتادند ، و آن روز تا شب سفارت و عبارت بلفظ پيكان و لب سوفار « 3 » و مجادله و مكالمه با سنان « 4 » سنان و زبان تيغ آبدار كرده داد مردانگى دادند . لانورى « 5 » : در صف آن رزمگاه كز فزع كرّ و فرّ * زلزلهء رزمگاه گوشهء محور شكست حدّت دندان رمح زهرهء جوشن دريد * صدمهء « 6 » آسيب گرز تارك مغفر شكست روز ديگر چون درد دواء بدوائى نرسيد و از قوافل ظفر نواى دراى « 7 » نشنيد فرمود تا بيست هزار سوار قلعه را در ميان گرفته دوازده شبانه روز محاربه و مطارده ميكردند « 8 » و قرب هفتصد مرد كار و چهار امير بزرگ نامدار از عساكر كفار اشرار كشته شدند و چند نفر ديگر از مبارزان كوسويه بقتل رسيدند . و آنگه دوازده منجنيق نصب كرده كمال مبارزة و مبادرت بظهور آوردند مخالفان را هيچ گشادى دست نداد ، دواخان از اين درد بىدرمان مضطر و مضطرب و خجل و منفعل گشت ، و بر شاهزادگان و سران سپاه و اعيان و سرهنگان درگاه طمع و تشنيع و سرزنش

--> ( 1 ) - مج : قلعه آغاز دست . مك : قلعه دست . ( 2 ) - مج : آمده با آن ظلمه . مك : آمده با ظلمهء . ( 3 ) - سوفار : بالضم پارسى است : دهان تير كه چلهء كمانرا در آن بند كنند . فرهنگ برهان قاطع . ( 4 ) - مج : مكالمه با سنان و زبان . مك : مكالمه با سنان سنان و زبان . ( 5 ) - در مج . مد كلمهء : ( لانورى ) ندارد از زيادات نسخه مك است . س : نظم . ( 6 ) - مج : صدمه . مك : صدمت . ( 7 ) - دراى : زنگ بتازى جرس . برهان قاطع . ( 8 ) - مج : ميكردند . مك . مد : كردند .